تبليغاتX

Home Email Archive My previous blog
سلاخ دوست داشتنی

من یک عشق خیالی دارم که در غم دردی واقعی دارد حرام می شود

من زندگی رویایی دارم که دارد در جهنمی سوزان نابود می شود

من یک ناجی مهربان دارم که دارد ظالمانه مرا زنده به گور می کند

من خدایی دارم بزرگ که کوچکتر از آن است که تنها آرزوی مرا برآورده سازد

من دردی دارم تلخ که شیرین تر از آن است که نتوان تحملش کرد

من تنهایی دارم ژرف که جا برای هیچ کس جز من ندارد

من روحی دارم لطیف که از نا جوانمردی ها خود را تکه تکه کرده است

من جسمی دارم پاک که بوی کثافت و لجن می دهد

من قلبی دارم آرام که در تلاطم ناگواری ها غرق شده است

من اندیشه ای دارم آزاد که سالهاست مصلوب به کلام است

من چشمی دارم بینا که می گویند از عشق تو گریسته است و کور شده است

من معشوق عزیزی دارم که هر روز مرا با مهربانی سلاخی می کند

و می گوید:عزیز دلم اینها همه به خاطر توست

و من یک عمر است عاشق یک سلاخ مهربان هستم

 

دریا

لينك مطلب | نوشته شده در بیستم مهر 1385 ساعت 16:5 توسط دریا موسوی(prometheus) |