
|
من یک عشق خیالی دارم که در غم دردی واقعی دارد حرام می شود
من زندگی رویایی دارم که دارد در جهنمی سوزان نابود می شود
من یک ناجی مهربان دارم که دارد ظالمانه مرا زنده به گور می کند
من خدایی دارم بزرگ که کوچکتر از آن است که تنها آرزوی مرا برآورده سازد
من دردی دارم تلخ که شیرین تر از آن است که نتوان تحملش کرد
من تنهایی دارم ژرف که جا برای هیچ کس جز من ندارد
من روحی دارم لطیف که از نا جوانمردی ها خود را تکه تکه کرده است
من جسمی دارم پاک که بوی کثافت و لجن می دهد
من قلبی دارم آرام که در تلاطم ناگواری ها غرق شده است
من اندیشه ای دارم آزاد که سالهاست مصلوب به کلام است
من چشمی دارم بینا که می گویند از عشق تو گریسته است و کور شده است
من معشوق عزیزی دارم که هر روز مرا با مهربانی سلاخی می کند
و می گوید:عزیز دلم اینها همه به خاطر توست
و من یک عمر است عاشق یک سلاخ مهربان هستم
دریا