
|
با من برقص
در اين غربت وصف ناپذير
با من بخواب
در اين بي کسي نا گزير
مرا ببوس
زير نور ماه
زير بار اين آشوب بي گريز
مرا ببخش
که زندگي ام را کرده اي تباه
که من زتو گریخته ام
بدون هيچ ستيز
دنبالم کن
از خاله بازی های کودکی
تا عشق بازی های یواشکی
پیدایم کن
میان بوسه های طولانی
لابه لای انگشتانت
در آن عشق آرام و طوفانی
حلالم کن
اگر میان باکرگی ام
و مردانگی ات
عدالتی نبود
اگر در زنانگی ام
مهرم حلالت
و جانم آزاد نبود
دریا