تبليغاتX

Home Email Archive My previous blog
حلالم کن

با من برقص
در اين غربت وصف ناپذير
با من بخواب
در اين بي کسي نا گزير
مرا ببوس
زير نور ماه
زير بار اين آشوب بي گريز
مرا ببخش
که زندگي ام را کرده اي تباه
که من زتو گریخته ام
بدون هيچ ستيز

دنبالم کن
از خاله بازی های کودکی
تا عشق بازی های یواشکی
پیدایم کن
میان بوسه های طولانی
لابه لای انگشتانت
در آن عشق آرام و طوفانی
حلالم کن
اگر میان باکرگی ام
و مردانگی ات
عدالتی نبود
اگر در زنانگی ام
مهرم حلالت
و جانم آزاد نبود

دریا


لينك مطلب | نوشته شده در هشتم تیر 1386 ساعت 13:25 توسط دریا موسوی(prometheus) |