تبليغاتX

Home Email Archive My previous blog
پشت نشده(دوم)
به یاد مه بالای تپه ای دور

زمستان است
اما پنجره هاي اتاقم بازند
گور پدر سرما
گفتم شايد تو بيايي
برف امد
کوران امد
باران امد
تو نيامدي
انقدر نيامدي که سرما هم خوابه ام شده
ديگر نيا...
هيچ بوسه اي لب اين مرد را اتش نمي زند
ديگر نيا

(من به یادت هستم)

لينك مطلب | نوشته شده در بیست و نهم دی 1385 ساعت 11:36 توسط دریا موسوی(prometheus) |