در خلسه ای که فرو رفته ام
بالا می آورم موسیقی موزون حقیقت را
با تو می رقصم
قدم به قدم
دوش به دوش
نفس به نفس
دلم اما جای دیگر است
صدای شیون می آید
صدای هرزه ی آه و ناله های یک هم آغوشی کثیف
دستم را دور گردنت محکم می کنم
گیلاس ها بالا می رود
به سلامتی تمام روسپی های شهرمان
ساقی شراب ها را بالا می آورد
حواسم اما جای دیگر است
سیگار لای انگشتم
دود می شود ومی رود به چشم خودم
پیاله در دستم
مستی و خرابی اش مال خودم
لاس زدن های مستانه ات را
هرزه بازی های ماهرانه ات را
به تماشا نشسته ام
فکرم اما جای دیگر است
چقدر دنیا کوچک است
هم خوابه هایمان را با هم عوض کرده ایم
به امروزمان می خندیم
به دیروزمان می گرییم
ومن
سیگار را خاموش کرده ام
شراب را یک نفس بالا می برم
به کوچه می زنم
در خانه کسی منتظر است
شاید
جایم اما جایی دیگر است
دریا