تبليغاتX

Home Email Archive My previous blog
والس شبانه

در خلسه ای که فرو رفته ام
بالا می آورم موسیقی موزون حقیقت را
با تو می رقصم
قدم به قدم
دوش به دوش
نفس به نفس

دلم اما جای دیگر است

صدای شیون می آید
صدای هرزه ی آه و ناله های یک هم آغوشی کثیف
دستم را دور گردنت محکم می کنم
گیلاس ها بالا می رود
به سلامتی تمام روسپی های شهرمان
ساقی شراب ها را بالا می آورد

حواسم اما جای دیگر است

سیگار لای انگشتم
دود می شود ومی رود به چشم خودم
پیاله در دستم
مستی و خرابی اش مال خودم
لاس زدن های مستانه ات را
هرزه بازی های ماهرانه ات را
به تماشا نشسته ام

فکرم اما جای دیگر است

چقدر دنیا کوچک است
هم خوابه هایمان را با هم عوض کرده ایم
به امروزمان می خندیم
به دیروزمان می گرییم
                            
ومن
سیگار را خاموش کرده ام
شراب را یک نفس بالا می برم
به کوچه می زنم
در خانه کسی منتظر است
شاید

جایم اما جایی دیگر است
 

 دریا

 

لينك مطلب | نوشته شده در بیست و هفتم اسفند 1385 ساعت 15:30 توسط دریا موسوی(prometheus) |