تبليغاتX

Home Email Archive My previous blog
پست اختصاصی
این یک پست اختصاصی است به منظور آشنایی بیشتر من با خودم...

یکی از دوستان همسایه ام که خانه اش همین نزدیکی ها ست به من افتخار دادند و مرا شامل لطف خود کرده اند و وبلاگ عصیان نویس را با نگاهی دیگر به تماشا نشسته اند.
خوشحال می شوم اگر نظر دوستان دیگرم را نیز در مورد نوشته ی ایشان بدانم با توجه به این مسئله که دوست خوبم (مهدی) جز نوشته های این وبلاگ آشنایی دیگری با بنده ندارند و در نتیجه بی طرفانه دست به قلم برده اند.

 متن را اینجا بخوانید

        ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نظرات خوانندگان:

*مهدی افق:

سلام
خوشحالم که مهدی عزیزم بالاخره نوشت تمام اون حرفهایی رو که باید می نوشت ... هر چند که دکتر بود و از درد نوشت و صحبت ما در راههای دراز و شبهای صحبت قاضی بودن بود و به پای دار کشیدن شعرها... شعرهایی که هنوز هم من فکر می کنم عارضی هستند ... هر چند که اگر نظریه ی مرگ مولف را در مورد سروده های شما بپذیریم باید گفت بعد از سرودنش خود شما هم می شوی تنها یک نظر دهنده و البته این نوع نوشتن هم - حتی اگه قالبی بیش نباشه - خوب است چون کامل است ... همان طور که نمی تونیم مثلا هدایت رو برای بوف کورش محاکمه کنیم که می گوید زندگی را با شراب و تریاک می گذرانم و از لکاته ای حرف می زند که چشمانش را با گزلیک در می اورد ... لکاته ای که روزی هم بازی سرمامکش بوده و از رجاله ها ...
من همیشه معتقد بوده ام در شعر هم می توان حرفهایی زد که نباید ولی چگونه اش را نمی دانم ... و امیدوارم و خوشحال که این نوع نوشتن را کمر زندگی بسته اید ...
سروده های دیگر شما را - که گمان کنم نوعی دید جدید و رگی دیگر از زندگی در آنها دمیده باشد - منتظرم
بهاری باشید در روزهای آخر اسفند

لينك مطلب | نوشته شده در دوازدهم اسفند 1386 ساعت 20:43 توسط دریا موسوی(prometheus) |